داستان کلاسیک ها

داستان های پربازدید


⚬ خاطرات کهنه‌سوار: قصه‌ی شورلت بل ایر 1957
⚬ خاطرات دوباره بیدار شده: فورد موستانگ 1968
⚬ سایه‌های گذشته در کادیلاک الدورادو 1976
⚬ آخرین سفر با پیکان جوانان 1355
⚬ طلوع خاطرات با پژو 504 مدل 1974
⚬ جاده‌های پاییزی با بنز 280SE مدل 1980
⚬ خاطره بازی در جاده با بیوک اسکای لارک 1972
⚬ سفر بی‌پایان با نیسان پاترول 1984
⚬ BMW E30 M3
⚬ شورولت ایمپالا

طلوع خاطرات با پژو 504 مدل 1974

آمار بازدید: 25 نفر

<p>صبح زود بود، زمانی که خورشید تازه از پشت کوه‌های بلند نمایان شده و نور نرم و طلایی خود را بر دشت گسترده می‌تاباند. پژو 504 مدل 1974، به رنگ آبی آسمانی، در کنار یک جاده‌ قدیمی ایستاده بود. بدنه محکم، چراغ‌های گرد و جلوپنجره‌ خاص آن همچنان زیبایی خود را حفظ کرده بود.&nbsp;</p><p>مالک این خودرو، حمید، مردی با موهای سپید و چشمانی پر از خاطرات، با نگاهی مهربان به پژوی قدیمی خود نگاه می‌کرد؛ خودرویی که او را از دوران جوانی تا به امروز همراهی کرده بود. حمید به یاد اولین روزی افتاد که این پژو را خرید. آن زمان، جوانی پرشور و سرشار از آرزوهای بزرگ بود.&nbsp;</p><p>در آن روزهای شیرین، او با این خودرو به سفرهای طولانی می‌رفت، از دل کوه‌ها و دشت‌ها عبور می‌کرد و لحظه‌های ناب را کنار دوستان و خانواده‌اش می‌ساخت. برای حمید، پژو 504 تنها یک ماشین نبود؛ بلکه محرم اسرار، شریک سفرها و یادآور روزهای خوش گذشته بود. یکی از سفرهای خاطره‌انگیز حمید، وقتی بود که با عشق زندگی‌اش، مریم، راهی جاده‌های پرپیچ و خم شمال شدند. باران می‌بارید و بوی خاک خیس در هوا پیچیده بود. حمید و مریم، با شیشه‌های پایین و دست‌های در هم، از صدای باران و هوای خنک لذت می‌بردند. پژو، با هر صدای موتور و تکان‌های جاده، گویی این لحظات را به خاطر می‌سپرد. سال‌ها گذشت و پژو 504 به‌تدریج کهنه و خسته شد. اما حمید هرگز حاضر نبود آن را کنار بگذارد. هر بار که آن را روشن می‌کرد، صدای موتور و لرزش‌های خفیف خودرو، یادآور جوانی و ماجراجویی‌های پرهیجان او بود. حالا، در این صبح طلایی، حمید آماده بود تا با پژو به آخرین سفرش برود. او می‌خواست یک بار دیگر مسیرهای قدیمی را طی کند و خاطراتش را با چرخش‌های جاده زنده کند. حمید با لبخندی از سر عشق، پشت فرمان نشست، پدال گاز را فشرد و پژو 504، با صدای غرش ملایمی، به راه افتاد. در هر متر جاده، خاطرات برایش جان می‌گرفت و پژو، همچون همیشه، وفادارانه همراه او بود.&nbsp;</p><p>برای حمید، این خودرو نماینده‌ی گذشته، عشق و همه‌ی سفرهایی بود که زندگی‌اش را معنا می‌بخشید.</p>

علی عمرانی